جديدتر ابن كتبي و محمود بن الياس شيرازي. ارزش نسبي همهٴ اين كتابها را به آساني نميتوان بازشناخت، چون طبعاً هريك از آثار پيشين اقتباساتي كرده بود. هيچ نوشتهاي به اين آساني براي اقتباس حك و اضافات بيپايان مناسب نيست.
بالاخره، چينيان رشتهٴ مبسوطي از پن تسئائوها داشتند كه سابقهشان به زمانهاي دور ميرسيد1 بهعلاوه در رسالههاي پزشكيشان فصل داروشناسي يا گريزي به آن وجود داشت.
تنها دارويي كه ميتوان به اين عصر (چهاردهم ـ 1) نسبت داد روغن چولموگراست كه اول بار يك پزشك چيني به نام چوتان ـ چئي از آن بحث كرده است. اين يكي از گرانبهاترين داروهايي است كه كشف شده و در واقع، تنها وسيلهٴ درمان جذام بوده؛ ولي بايد افتخار آن را نصيب تجربهكاران چيني بدانيم كه قرنها پيش از چوتان ـ چئي آن را بهكار ميبردند، همچنان كه او خود اين را ذكر كرده است. چولموگرا يك كشف چيني (يا هندي يا برمهاي) مربوط به زماني نامعلوم است، همچنان كه گنه گنه كشفي است مربوط به زماني نامعلوم به دست مردم پرو. چولموگرا اول بار در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم وارد آثار مكتوب شد، در حالي كه گنه گنه سه قرن ديگر انتظار كشيد؛ ولي دومي به محض اينكه خبرش منتشر شد ارزشي جهاني يافت، در حالي كه چولموگرا تنها در زمان ما ارزش جهاني كسب كرد.
وقتي اينطور راحت به داروگري قديم ميتازيم، يادآوري اين كشفهاي عاميانهٴ حيرتانگيز، استفاده از چولموگرا، گنه گنه و عمل مايه كوبي (كه در چين دست كم به زمان سلسلهٴ سونگ ميرسد)2 بايد اعتدالي در افكار ما پديد آورد. مسخره كردن دستورالعملهاي قرون وسطايي بسيار آسان است؛ ولي بررسي آنها دشوارتر است و عاقلانهتر خواهد بود به جاي آنكه تصور كنيم داروشناسان سدههاي ميانه جاهلاني احمق بودند، فكر كنيم آيا گهگاه دليلي براي كارهاي عجيبشان نداشتهاند؟ مثلاً تجويز مكرر ادرار در نسخههايشان ناخوشآيند است، ولي اينكه ارزش درماني اوره شناخته شده و نهتنها براي افزايش ادرار بهكار ميرود،3 بلكه معلوم شده براي درمان زخمهايي كه بهكندي التيام مييابند هم مفيد است.4